استراتژی بازاریابی دیجیتال برای استارت‌آپ‌ها باید بر اساس منابع محدود و نیازهای خاص آنها طراحی شود. این استراتژی شامل ایجاد وب‌سایت با کیفیت، بهینه‌سازی موتورهای جستجو (SEO)، فعالیت در رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات آنلاین، و ایمیل مارکتینگ است. با تحلیل داده‌ها و به‌روزرسانی مداوم، استراتژی بازاریابی دیجیتال برای استارت‌آپ‌ها باید به بهبود نتایج و افزایش شناخت برند کمک کند. همچنین، ایجاد ارتباط با تأمین‌کنندگان و تشکیل شراکت‌های استراتژیک نیز می‌تواند در موفقیت استارت‌آپ‌ تأثیرگذار باشد.

10مورد از استراتژی های بازاریابی استارت‌آپ‌ها

به همین منظور در این بخش قصد داریم ۱۰ ویژگی که یک استراتژی بازاریابی موفق در حوزه استارتاپ ها باید داشته باشد را بیان کنیم:

  1. استفاده از اهداف SMART
  2. تعیین مشتری اصلی و پرسونا کسب و کار
  3. طراحی پیام های شفاف و گیرا
  4. تدوین استراتژی بازاریابی محتوایی به منظور جذب سرنخ
  5. توزیع محتوا
  6. تبلیغ، روشی کارآمد برای دریافت سریع نتیجه
  7. تدوین استراتژی بازاریابی آنلاین برای معرفی کسب و کار
  8. سنجش و بهبود ارزش طول عمر مشتری (clv)
  9. داشتن اعتبار بواسطه رضایت مشتری
  10. ایجاد سیستم معرف

اکنون که با سرفصل های بخش اول این مقاله آشنا شدید به تشریح هریک از موارد مذکور می پردازیم.

1.استفاده از اهداف SMART

تعیین اهداف SMART برای هر کسب و کار یا سازمان، یک فرآیند منحصر به فرد است؛ بنابراین، هر هدفی که در یک سازمان دیگر اثربخش بوده، به طور ضروری برای شما نیز موفقیت آور نخواهد بود.

در اکثر شرکت‌های نوپا، به دلیل محدودیت منابع مالی یا نیروی انسانی، کارکنان مجبورند بر روی چندین وظیفه همزمان کار کنند. به عنوان مثال، مدیر ممکن است علاوه بر انجام وظایف مرتبط با طراحی استراتژی یا توسعه محصول، مسئولیت‌های دیگری مانند طراحی وب‌سایت، بازاریابی و حتی مدیریت شبکه‌های اجتماعی را داشته باشد.

بسیاری از شرکت‌های نوپا تمرکز خود را بر روی توسعه محصول می‌گذارند؛ اما چه اقدامات دیگری می‌تواند به پیشرفت یک شرکت نوپا کمک کند؟ اینجاست که تعیین اهداف SMART می‌تواند بسیار مفید باشد. به جای سعی در انجام همه وظایف همزمان توسط چندین نفر، بهتر است ابتدا معیارهای اساسی اهداف را تعیین کنید و سپس تمام تلاش خود را برای رسیدن به آنها متمرکز کنید و آنها را در استراتژی خود پیاده‌سازی کنید.

به عنوان مثال، به جای صرف وقت در انجام کارهای مقدماتی که در حال حاضر لزومی ندارند، بهتر است بر روی سه یا چهار وظیفه مرکزی تمرکز کنید که می‌تواند به نتایج بهتری منجر شود. اگر شما یک محصول جدید را معرفی می‌کنید، علاوه بر توسعه آن، می‌توانید اهدافی مانند موارد زیر را در نظر بگیرید:

– تولید ۱۰ قطعه محتوای متنی برای آگاهی‌بخشی به مخاطبان درباره محصول جدید طی مدت X روز
– ایجاد دو صفحه جدید برای معرفی و تبلیغ محصول جدید طی X روز
– معرفی محصول در پنج وب‌سایت مختلف

این تنها چند مثال است که به سادگی می‌تواند به معرفی شرکت شما بدون نیاز به هزینه‌های گزاف کمک کند؛ البته برای دستیابی به این اهداف، نیاز است زمان زیادی را صرف کنید. کلید رشد مداوم، پیوستگی و تمرکز است که با استفاده از اهداف SMART می‌توانید به آن دست یابید.

2.تعیین مشتری اصلی و پرسونا کسب و کار

اهداف اسمارت موجب تمرکز و هدایت دقیق تر تلاش‌های شما می‌شوند؛ اما برای کدام گروه افرادی تلاش می‌کنید؟ آیا افراد هدف شما در چه مرحله‌ای از زندگی قرار دارند؟ آیا تحصیلات دارند؟ آیا در شهر یا روستا زندگی می‌کنند؟ برای دست‌یابی به نتایج قابل ملاحظه‌ای در زمینه بازاریابی، لازم است محتوای شما با گروه مخاطبان هدف هماهنگ شده باشد.

احتمالاً اکنون یک دید کلی از افراد مورد نظر برای جذب آنها دارید، اما آیا با تیم خود در مورد این موضوع بحث و گفتگو کرده‌اید؟ آیا یک پرسونا هدف مشخص دارید؟ اینجاست که اهمیت تعیین پرسونا خریدار به چشم می‌آید.
پرسونا تصویری از مشتری مطلوب و دلخواه شماست که از تحقیقات بازار، داده‌ها، مشتریان فعلی و فرضیات شما برآمده است. داشتن پرسونا به شما کمک می‌کند تا چالش‌ها و نیازهای مخاطب اصلی خود را بهتر درک کرده و برای رفع آنها تلاش کنید. البته باید به یاد داشته باشید که پرسونا تصویری از فرد واقعی نیست، بلکه تصویری ایده‌آل از آن است.

اکنون که با مفهوم پرسونا آشنا شده‌اید، ممکن است بپرسید چرا این موضوع برای استارتاپ من اهمیت دارد؟ باید بدانید که این پرسونا خریدار، شما را در طراحی کمپین‌های بازاریابی راهنمایی می‌کند و با آن دید بهتری از کسب و کار خود کسب خواهید کرد. بنابراین، با شناسایی پرسونا، می‌توانید کمپینی را طراحی کنید که به شخص مناسب، در زمان و مکان مناسب، تمرکز خواهد شد.

3.طراحی پیام های شفاف و گیرا

در امروزه، افراد دیگر به دنبال تکرار مکررات و شنیدن حرف‌های بیهوده و بی‌هدف نیستند. آنها به دنبال فایده‌ای هستند که محصول یا خدمات شما می‌تواند برایشان داشته باشد. سوال اصلی که از شما می‌پرسند این است: “چگونه این محصول یا خدمات می‌تواند نیاز و مشکل واقعی مشتری را برطرف کند؟”

بنابراین، حتی اگر به نظر برسد که افراد به محصول شما علاقه‌ای ندارند، ممکن است علاقه‌مند شوند اگر بتوانند از فواید و نیازهایی که محصول شما می‌تواند برآورده کند، مطلع شوند. قبل از ارسال هرگونه پیام (با هر اندازه‌ای برای هر کسب و کار)، باید به نگاه مخاطب فکر کرده و آن را در ذهنشان تصور کنید. پس پیام شما باید ساده، آگاه‌کننده و جذاب باشد، چرا که این سه عامل باعث تبدیل ترافیک وب‌سایت شما به مشتریان واقعی خواهد شد.

4.تدوین استراتژی بازاریابی محتوایی به منظور جذب سرنخ

با توجه به بحثی که درباره ترافیک داشتیم، احتمالاً تمایل دارید یک برنامه‌ی مدیریت ترافیک داشته باشید تا به سمت وبسایتتان مشتریان پتانسیل را جذب کنید. اساس اصلی بازاریابی محتوایی، ایجاد محتوای با کیفیت است که در ابتدا به پاسخگویی به سوالات و نیازهای مشتریان پرداخته و سپس آنها را به سمت خرید هدایت می‌کند.

به عنوان یک نمونه، وبلاگ بسیار مناسب برای جذب ترافیک طبیعی و افزایش آگاهی درباره برند است. هر وبلاگ باید بهینه شده باشد تا برای یک کلمه کلیدی خاص، در جستجوهای اینترنتی رتبه‌بندی بهتری داشته باشد و این به جذب ترافیک هدفمندتر کمک می‌کند. این یک روش ساده برای ارتقاء شناخته شدن استارتاپ شما در میان مخاطبان مختلف است.

همچنین، محتوایی که ایجاد می‌کنید نشان‌دهنده تخصص شماست و می‌تواند به جذب سرنخ‌هایی کمک کند. به عنوان یک نمونه، شما می‌توانید کتاب‌های الکترونیکی در زمینه تخصصی خود بنویسید و آن‌ها را به عنوان هدیه به مخاطبان ارائه دهید و در عوض اطلاعات تماس افراد را از آن‌ها دریافت کنید، مانند شماره تلفن یا آدرس ایمیل.

5.توزیع محتوا

توزیع محتوا فراتر از انتشار آن است، به ویژه اگر امیدوارید مخاطبان جدید را به وبسایت خود جذب کنید. به عنوان مثال، فرض کنید یک مقاله با عنوان “۱۰ فایده استفاده از گوگل ادز برای وبسایت فروشگاهی” را تدارک دیده‌اید. به جای انتشار مستقیم آن در وبسایت، می‌توانید یک اینفوگرافیک زیبا طراحی کنید که ۱۰ فایده را به صورت جذاب نمایش دهد و سپس آن را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید. این کار باعث می‌شود مخاطبان با محتوای شما آشنا شده و به وبسایت شما هدایت شوند. به این ترتیب، استراتژی شبکه‌های اجتماعی بخشی از برنامه کلی بازاریابی محتوایی شما خواهد بود که توزیع محتوا یک جزء اساسی آن است.

6.تبلیغ، روشی کارآمد برای دریافت سریع نتیجه

فرآیند بازیابی محتوا زمان‌بر است و اگرچه ممکن است به موفقیت‌های قابل توجهی منجر شود، اما نتایج قابل ملاحظه‌ای در زمان کوتاه دست‌یافتی نخواهد داشت. پس از آغاز تولید محتوا، شما نیازمند به جذب راهنماهایی هستید و بهترین راه برای این کار استفاده از تبلیغات است. تبلیغات ممکن است در مقایسه با بازاریابی محتوا اعتبار کمتری داشته باشد، اما مزیت آن سرعت در نشان دادن تبلیغ به مخاطب مورد نظر است.

حالا، چه نوع تبلیغاتی باید شروع کنیم؟ البته جواب به این سوال بستگی به استراتژی تبلیغاتی شما دارد، اما به طور کلی می‌توان به این دسته‌بندی‌ها توجه کرد:

  1. تبلیغات گوگل ادز: بهترین گزینه زمانی است که مخاطبان با محصول یا خدمات شما آشنا هستند و در گوگل به دنبال تامین‌کننده آن می‌گردند.
  2. تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی: این فضا ممکن است بهترین گزینه برای آگاه‌سازی مخاطب درباره محصول یا خدمات شما باشد، زیرا افراد برای خرید از شبکه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کنند. همچنین، این روش برای جذب مخاطبان خاص (نیچ) نیز مناسب است.
  3. تبلیغات بنری: بهترین گزینه برای ایجاد آگاهی و هدف‌گیری مجدد (ریتارگتینگ) می‌باشد.

7.تدوین استراتژی بازاریابی آنلاین برای معرفی کسب و کار

اگر تمایل دارید بهترین بازخورد را از فعالیت‌های خود دریافت کنید، تدوین یک استراتژی بازاریابی آنلاین مناسب برای شما حیاتی است. دیجیتال مارکتینگ تمامی فعالیت‌هایی که در بازاریابی آفلاین انجام می‌دهید، از جمله تبلیغات در مجلات و برگزاری رویدادها، را در فضای آنلاین اجرا می‌کند.

واقعاً، فضای آنلاین یک مزیت اضافی نسبت به فضای سنتی دارد: امکان دریافت بک‌لینک برای وب‌سایت شما. در فضای آفلاین، به ندرت ناشران اجازه می‌دهند که لینک‌ها را در کتاب‌ها یا مجلات قرار دهند. این به معنای این است که افرادی که محتوای شما را در وب‌سایت‌های مختلف مشاهده می‌کنند، می‌توانند به کسب‌وکار شما آشنا شوند. به طور کلی، دیجیتال مارکتینگ باعث می‌شود که استارتاپ شما در هر دو فضا رشد کند.

8.سنجش و بهبود ارزش طول عمر مشتری (clv)

از آنجا که حفظ و فروش به مخاطبان فعلی از جمله اقدامات کم هزینه‌تر و ساده‌تر از جذب مشتریان جدید است، ضروری است که استارتاپ‌ها همواره به بهبود میزان ارزش مشتریان خود توجه کنند و برای افزایش آن تلاش کنند. برخی اقداماتی که می‌توانید برای بهبود این شاخص انجام دهید عبارتند از:

۱. بهبود تجربه کاربری
۲. پایش سطح رضایت مشتری و تلاش برای بهبود نرخ بازگشت آنها
۳. طراحی استراتژی‌های بیش فروشی (upselling) و فروش جانبی (cross-selling)

اصولاً بیش فروشی به معنای فروش محصولات با کیفیت بالاتر است، در حالی که فروش جانبی به معرفی محصولات مکمل به مشتریان در زمان خرید اشاره دارد.

9.داشتن اعتبار بواسطه رضایت مشتری

بر اساس آمار وبسایت Bright Local، در سال ۲۰۲۰، ۸۷ درصد از مشتریان آنلاین قبل از خرید محصولات، نظرات مرتبط با آنها را مطالعه کرده‌اند. این آمار نسبت به سال ۲۰۱۹، ۶ درصد افزایش داشته است. واضح است که اینترنت باعث افزایش دسترسی مشتریان به اطلاعات مختلف شده است. به همین دلیل، داشتن تصویر مثبتی از کسب و کار خود در فضای آنلاین بسیار اهمیت دارد.

برای این منظور، می‌توانید:

۱. از مشتریان خود درخواست کنید که نظرات خود را درباره محصولات یا خدمات به‌صورت کامنت ارائه دهند.
۲. در بحث‌های مرتبط با حوزه کاری خود (مانند وبلاگ‌ها و انجمن‌ها) شرکت کنید و تخصص خود را به نمایش بگذارید.
۳. اگر کیفیت خدمات یا محصولات شما از انتظارات مشتریان بیشتر بوده است، از آنها برای ارائه تقدیرنامه (testimonial) درخواست کنید.

10.ایجاد سیستم معرف

با وجود تمامی راهکارهای بازاریابی دیجیتال، بازاریابی دهان به دهان همچنان اهمیت بسیاری دارد. به شرطی که توانایی ایجاد تجربه کاربری قوی را برای مشتریان خود داشته باشید، استفاده از این روش می‌تواند بسیار موثر باشد.

مشتریانی که به دلیل توصیه‌ی یک آشنا به شما مراجعه می‌کنند، معمولاً با احساس طبیعی‌تری به شما می‌آیند. با این حال، داشتن یک استراتژی می‌تواند به افزایش تعداد این نوع مشتریان کمک کند. برای این منظور می‌توانید:

۱. تامین‌کنندگان را شناسایی کرده و از آنها درخواست کنید که مشخصات افرادی که به محصولات/خدمات شما علاقه‌مند هستند را به شما ارسال کنند.
۲. با ایجاد یک برنامهٔ معرف (referral program)، مشتریان خود را تشویق کنید تا شما را به دوستان خود معرفی کنند.
۳. از محتوایی که توسط کاربران تولید شده استفاده کنید.
۴. کمپین‌هایی طراحی کنید که از یک هدف مشترک (مثلاً اجتماعی یا فرهنگی) حمایت کنند و توجه مخاطبان را به خود جلب کنند.

جمع بندی

استراتژی بازاریابی برای استارت‌آپ مهمترین قدم در راه به‌پیشرفت و موفقیت است. این استراتژی باید مخاطبان هدف را تعیین کرده، با تعهد به تعریف هدف‌های بازاریابی، توسعه محتوا، استفاده از رسانه‌های اجتماعی و تبلیغات دیجیتال، ایمیل مارکتینگ، و تجزیه و تحلیل داده‌ها به مشتریان محتمل جلب کند. این استراتژی باید منعطف باشد و به تغییرات در بازار و نیازهای مخاطبان پاسخ دهد تا به موفقیت استارت‌آپ کمک کند.گروه پلاس در این مقاله سعی داشت تا شما را با 10 استراتژی بازاریابی استارت آپ آشنا کند ، برای راه اندازی استارت آپ خود با تماس بگیرید